بسمالله الرحمن الرحیم
هممیهنان گرامی،
جنگ، ویرانی، فقر و ناامیدی حدود نیم قرن است که بر سرنوشت مردم دردکشیده و میهن عزیز ما افغانستان سایه انداخته است. افغانستان در نتیجۀ این دهههای پرآشوب و ویرانگر با دشواریهای فراوانِ داخلی روبرو شده است. دیوارهای بلند بیاعتمادیِ ملی در میان مردم ما قد برافراشتهاند. شالودۀ نظامهای آموزشی، صحی و اقتصادی از هم پاشیده است. ملیونها انسان در طول این مدت جان خود را از دست دادهاند. ملیونها انسان مجبور به مهاجرت شدهاند. افغانستان یکی از پایینترین نرخها در تمام زمینههای مربوط به شاخصهای انسانی از جمله امید به زندگی، طول عمر، درآمد سرانه، دسترسی به سواد و آموزش و اشتغال را در سطح جهان دارد. در نتیجۀ این وضعیت غمانگیز، ما از رسیدن به میثاق ملی و تعریف واحد از منافع ملی بازماندهایم. و هنگامی که ملت و دولتی، چارچوب تعریفشدۀ منافع ملی خود را نداشته باشد، نمیتواند سیاست خارجی، اقتصادی و تجارتی و انکشافی خود را به درستی تدوین کند. به همین دلیل در طول نیم قرن گذشته شاهد کودتاها، تغییرِ رادیکال نظامها و ویران شدنِ زیرساختهای مدیریت کشور بودهایم و در نتیجه جایگاه لرزانی در روابط بینالملل و سیاست جهانی داشتهایم.
این وضعیت دو سویه، یعنی دشواریهای داخلی و پیچیدگیها در روابط با منطقه و جهان، موازی با هم روز به روز وضعیت افغانستان را وخیمتر میکند. افغانستان در منطقهای با بالاترین میزانِ تنشهای جئوپولتیک و جیئواکونومیک موقعیت دارد. هیچ کشوری در جهان به اندازه افغانستان در محاصرۀ قدرتهای هستهای قرار ندارد. تضاد منافع کشورهای منطقه و فرامنطقۀ ما تنشآفرین است و افغانستان را تبدیل به میدانِ جنگهای نیابتیِ ویرانگری کرده است.
هممیهنان عزیز،
“تقلا برای بقا” مهمترین موضوع امروز ما است و مهمترین پرسشِ پیش روی ما این است که برای بقا و سپس رسیدن به ثبات و شکوفایی چه باید کرد؟
از دید ما، افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به تولید اندیشه، موازی با کار عملی و منسجم برای گذار از بحران و دستیابی به ثبات داخلی و تثبیت جایگاه افغانستان به عنوان کشوری قابل اعتماد و در عین زمان با درایت و با اقتدار در روابط منطقهای و جهانی نیاز دارد. راهی که پیش رو است، دشوار است اما گذار موفقیتآمیز از آن ناممکن نیست. گذشته از آن، نجاتِ افغانستان و انسانِ دردکشیدۀ افغانستان وظیفۀ همۀ ما به ویژه صاحبان فکر و اندیشه است. با این امید و هدف، “جریان اعتماد و ثبات افغانستان” پا به عرصۀ وجود گذاشته است. جریان اعتماد و ثبات افغانستان متشکل است از جمعی از فرزندان متعهد، خیراندیش و نیکوکردار و نیکوپندار افغانستان.
بنیانِ کار ما رسیدن به ثبات از طریق فربه کردنِ اعتماد است.
جریان اعتماد و ثبات افغانستان
با تعهد به:
– افغانستان اسلامی و یکپارچه،
– حفظ استقلال سیاسی، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور،
بر لزوم:
– حاکمیت قانون (رعایت بدون قید و شرط قانون اساسیِ تدوین شده بر اساس خواست و نیاز مردم افغانستان و زمان ما و نیز استقلال کامل قوه قضاییه)،
– صیانت از حقوق و آزادیهای اساسی شهروندان افغانستان بدون هرگونه تبعیض،
– توسعۀ متوزان و پایدار،
– مشارکت سیاسی فراگیر،
– عدالت اجتماعی و قضایی،
– حاکمیت قانون،
– سیستم آموزشی هدفمند و مثمر،
– تامین مصئونیت و امنیت فردی و اجتماعی و نهادینه ساختن فرهنگ تسامح و همدیگرپذیری،
تاکید میکند.
در حوزۀ سیاستِ خارجی، اساس کار ما بر سیاست تنشزدایی و همزیستی مسالمتآمیز در روابط منطقهای و بینالمللی استوار است.
برای رسیدن و پی گرفتنِ این اهداف، جریان اعتماد و ثبات افغانستان در طول یک سال گذشته با بسیاری از جریانهای سیاسی، روشنفکران و شخصیتهای علمی و فرهنگی در داخل و خارج از افغانستان در تماس بوده است و محورهای عمدۀ اندیشه و کار خود را با آنها در میان گذاشته است. از سوی دیگر همان طور که در آغاز صحبت اشاره کردم با توجه به اینکه بخشی از مسائل امروز افغانستان به پیچیدگیها و تنشهای مرئی و نامرئی در منطقۀ ما بر میگردد، جریان اعتماد و ثبات افغانستان با کشورهای مهم منطقه و جهان و همچنین نهادهای بینالمللیِ تاثیرگذار در تماس و تبادل نظر است. شالودۀ نگاه ما در بعد خارجی، تبدیل کردن چالشهای جئوپولتیکی افغانستان به فرصتهای جیئواکونومیکی، پی گرفتنِ سیاست اقتصادمحور، تنشزدایی در روابط با همسایگان و کشورهای منطقه از طریق ارائۀ متقابل ضمانتهای عملی قابل اعتماد با تاکید بر جدی انگاشتنِ متقابل دغدغههای امنیتی افغانستان و کشورهای منطقه می باشد. در این راستا به رسمیت شناخته شدنِ بیطرفی مثبت و فعال افغانستان از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و ضمانت رسمی همسایگان و کشورهای مهم جهان میتواند بسیار مؤثر و مفید باشد.
ما بر این باوریم که تبدیل شدنِ افغانستان به کشوری امن، بی طرف و اقتصاد محور به معنای خاموش شدن یکی از اجاقهای بسیار تهدیدآمیز و ویرانگر جنگ و بحران در منطقه و جهان خواهد بود.
هممیهنان گرانقدر،
برگزاری نشست ملیِ فراگیر، از برنامههای مهم پیشِ روی جریان اعتماد و ثبات افغانستان است.
خواهران و برادران عزیز،
با همۀ اندوه و ناامیدیِ چیره شده و سایه انداخته بر امروز افغانستان، امید به فردا و آینده باید چراغ راه ما باشد. باور کامل ما بر این است که ما تاکنون از فرصتها و توانمندیهای خود و کشور خود برای رسیدن به ثبات و شکوفایی بهره نجستهایم. ما به عنوان فرزندان آن سرزمین، نسبت به آیندۀ مردم و میهن خود تعهد و وظیفۀ اخلاقی و انسانی داریم.
ارج نهادن به “انسانِ” افغانستان و تلاش برای ساختنِ آیندۀ او باید آرمان و هدف مشترک ما باشد.
ما با هم، این آرمان بزرگ و متعالی را عملی خواهمی کرد.
ما میتوانیم!
پاینده باد مردم افغانستان و میهن عزیز ما.